دسته
دوستـــــــان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 15739
تعداد نوشته ها : 35
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 


همین که شب از شوخیِ گرگ ‌ومیشِ هوا می‌شکند
من از تکانِ آرام پرده می‌فهمم
باز پرندگانِ قلمکار این کودری
هوس کرده‌اند از کُنج و تُرنجِ پَرده به دَر شوند
بدَر می‌شوند
یکی‌یکی نُک بر شیشه‌ی خاموشِ بسته می‌زنند،
بعد که آوازِ درهمِ دریا می‌آید
پَرپَرپَر ... پنجره می‌شکند.


چهارشنبه نوزدهم 12 1388
X